تجربههای عجیب و غیرمعمول طیف گستردهای دارند و بسیاری از مردم آنها را تجربه کردهاند، اما تقریباً هیچکس دربارهشان صحبت نمیکند. در یک سوی این طیف، پدیدههایی مانند دژاوو قرار دارند و در سوی دیگر، تجربههایی مانند شنیدن صدای یک نفر در اتاقی خالی یا حتی دیدن تصاویری که وجود خارجی ندارند. این تجربهها آنقدر عجیب هستند که معمولاً نمیتوان درباره آنها بهراحتی صحبت کرد، اما برای فردی که آنها را تجربه کرده، آنقدر واقعی به نظر میرسند که نمیتوان به سادگی نادیدهشان گرفت. تا همین اواخر نیز اطلاعات علمی محدودی درباره این تجربهها وجود داشت.
بر اساس یک نظرسنجی YouGov در سال ۲۰۲۵، حدود ۶۰ درصد از آمریکاییها گفتهاند اتفاقی برایشان رخ داده که آن را میتوان یک تجربه فراطبیعی دانست. برای ۳۵ درصد از افراد، این تجربه شامل احساس حضور یک فرد یا موجود در نزدیکی آنها بوده است. برخی دیگر نیز از شنیدن صدا، احساس بوهای ناآشنا یا شنیدن صداهایی بدون منبع مشخص خبر دادهاند. این تجربهها بسیار رایج هستند، اما پژوهشگران هنوز اطلاعات زیادی درباره این موضوع ندارند که افراد پس از پایان چنین لحظاتی، چگونه با این تجربهها زندگی میکنند و چه تأثیری بر آنها باقی میماند.
این موضوع محور یک مطالعه جدید در مجله PLOS One بود که توسط روانشناسان اجتماعی مؤسسه پژوهش و آموزش D’Or در برزیل انجام شد. پژوهشگران در این مطالعه ۵۱۱۷ نفر را بررسی کردند. آنها از پرسشنامهای ۴۷ سؤالی به نام «فهرست تجربههای غیرمعمول» استفاده کردند و از شرکتکنندگان پرسیدند آیا تاکنون یکی از ۳۸ نوع تجربه مشخص را داشتهاند یا نه. در صورت پاسخ مثبت، درباره شرایط وقوع تجربه و اتفاقاتی که پس از آن رخ داده بود نیز سؤال شد.
مفهوم «تجربه غیرمعمول» در این پژوهش طیف گستردهای از اتفاقات را شامل میشد؛ از احساس ناگهانی و شدید شادی، ترس یا شگفتی گرفته تا دیدن تصاویر، شنیدن صداها، تجربه خروج از بدن، دژاوو و احساس حضور فردی که فوت کرده است. همچنین مواردی مانند ادراک فراحسی، تجربه نزدیک به مرگ، خوابهای شفاف و احساس داشتن زندگیهای گذشته نیز در این فهرست قرار داشت. افرادی که یکی از این تجربهها را گزارش کردند، درباره وضعیت روحی، محیط، مدت و تعداد دفعات وقوع آن و همچنین برداشت خود از عامل ایجادکننده تجربه نیز مورد پرسش قرار گرفتند.
بیش از ۶۰ درصد افراد گفتند این تجربهها زمانی رخ داده که کاملاً بیدار و هوشیار بودهاند. نزدیک به ۴۰ درصد نیز در زمان وقوع تجربه تنها بودهاند. حدود ۳۸ درصد گفتند چنین اتفاقی دو یا سه بار برایشان رخ داده و ۳۰ درصد نیز تنها یک بار آن را تجربه کرده بودند. حدود ۱۹ درصد از شرکتکنندگان هم نمیتوانستند بگویند این تجربه چقدر طول کشیده است.
در مورد علت این اتفاقات، ۴۱ درصد آن را به شانس و اتفاق نسبت دادند، ۳۶ درصد گفتند هیچکس یا هیچ چیزی مسئول آن نبوده و ۱۶ درصد نیز خدا یا خدایان را عامل تجربه خود دانستند. تقریباً نیمی از شرکتکنندگان گفتند هنگام وقوع این تجربه احساس شادی یا آرامش داشتهاند و حدود نیمی نیز اعلام کردند این اتفاق پس از آن تأثیری مثبت یا بسیار مثبت بر زندگیشان گذاشته است. کمتر از ۱۵ درصد افراد تأثیرات منفی را گزارش کردند.
تبلیغات متنی | آژانس طراحی سایت و سئو برانکس
رونالد فیشر، روانشناس مؤسسه D’Or و نویسنده ارشد این پژوهش، گفت تجربههایی مانند احساس حضور یک موجود یا فرد در نزدیکی، یا دژاوو، در میان مردم عادی بسیار بیشتر از چیزی است که آمار تشخیصهای بالینی نشان میدهد. او تأکید کرد که بیشتر شرکتکنندگان بیمار یا دچار اختلال روانی نیستند و برای بسیاری از افراد، چنین تجربههایی میتواند معنادار باشد و به رشد شخصی و درک بهتر خود کمک کند. به گفته او، این پژوهش همچنین با هدف کاهش نگاه منفی و انگ اجتماعی نسبت به بیان چنین تجربههایی انجام شده است.
برای بیشتر افراد شرکتکننده در این مطالعه، این تجربهها مثبت، کوتاهمدت و قابل مدیریت بودند و ظاهراً نیازی نداشتند که علم این موضوع را به آنها ثابت کند.
