برای سالها، هالیوود درباره اهمیت بازنمایی، تنوع، حساسیت فرهنگی و ضرورت اخلاقی حضور فرهنگهای مختلف در روایتها به مخاطبان درس داده است. استودیوها، بازیگران و فیلمسازان بارها تأکید کردهاند که اصالت اهمیت دارد؛ یعنی فرهنگها نباید فقط به منبعی برای تولید محتوا تبدیل شوند، در حالی که مردمی که به آن فرهنگها تعلق دارند نادیده گرفته شوند.
با این حال، به نظر میرسد اقتباس جدید «ادیسه» به کارگردانی کریستوفر نولان دقیقاً همین تناقض را نشان میدهد.
بحث درباره انتخاب بازیگران این فیلم خیلی زود در دوگانه تکراری «ووک» و «ضد ووک» گرفتار شده است. اما منتقدان میگویند مسئله اصلی چیز دیگری است. موضوع این نیست که نولان موظف است بازیگران را صرفاً براساس قومیت انتخاب کند یا یونان باستان را با دقت تاریخی کامل بازسازی کند. کارگردانان همیشه آثار کلاسیک را بازتفسیر کردهاند؛ نمایشنامههای شکسپیر مدرن شدهاند، تراژدیهای یونانی بازآفرینی شدهاند و اسطورهها در روایتهای جدید تغییر کردهاند.
نولان کاملاً حق دارد هر بازیگری را که میخواهد انتخاب کند.
اما وقتی یک اثر سینمایی از زبان و ظاهر سیاستهای مدرن تنوع و نمایندگی فرهنگی استفاده میکند، این پرسش مطرح میشود: اگر بازنمایی تا این حد مهم است، چرا داستانی که یکی از پایههای اصلی تمدن یونان محسوب میشود، ظاهراً یونانیها را کاملاً کنار گذاشته است؟
نه بازیگر سرشناس یونانی حضور دارد، نه بازیگر یونانی-آمریکایی، و حتی نشانهای نمادین از فرهنگی که این داستان از آن سرچشمه گرفته دیده نمیشود.
به گفته نویسنده، این حذف فقط طنزآمیز نیست، بلکه نشاندهنده ماهیت گزینشی و نمایشی سیاستهای تنوع فرهنگی در هالیوود است.
در بیش از یک دهه گذشته، فرهنگ سرگرمی آمریکا به شدت این ایده را ترویج کرده که مالکیت فرهنگی اهمیت دارد. به مخاطبان گفته شده که نباید داستانها را از جوامعی که آنها را خلق کردهاند جدا کرد. حتی درباره اتهامهای «تصاحب فرهنگی» در زمینههایی مانند مد، موسیقی، مذهب، زبان و سینما جنجالهای زیادی شکل گرفته است.
هالیوود بارها استفاده صنایع قدرتمند از فرهنگهای اقلیت، بدون مشارکت افراد همان فرهنگها را محکوم کرده است.
اما منتقدان میگویند ممکن است دقیقاً همین اتفاق در اینجا رخ داده باشد.
یونان باستان فقط یک پسزمینه زیباشناختی نیست. «ادیسه» یکی از مهمترین آثار ادبی تمدن غرب و بخش مهمی از هویت فرهنگی، اسطورهشناسی و تاریخ فکری یونان محسوب میشود. موضوعاتی مانند بازگشت به خانه، وفاداری، وسوسه، هویت و پایداری، از جهانبینی و سنت فرهنگی یونان سرچشمه گرفتهاند.
اگر هالیوود واقعاً به اهمیت بازنمایی باور دارد، پس بازنمایی یونانیها هم باید اهمیت داشته باشد.
اما به نظر میرسد یونانیها در روایت داستان خودشان نادیده گرفته شدهاند.
مدافعان نولان معمولاً در این نقطه به آزادی هنری اشاره میکنند. آنها میگویند اسطورهها متعلق به همه هستند، اقتباسها ذاتاً تفسیریاند و سینما وظیفه بازسازی تاریخی ندارد. همه اینها درست است، اما منتقدان میگویند همین استدلالها در بسیاری از بحثهای فرهنگی امروز آمریکا درباره فرهنگهای دیگر پذیرفته نمیشود.
برای مثال، آیا هالیوود اقتباس از یک حماسه ژاپنی بدون حضور بازیگران ژاپنی را میپذیرفت، در حالی که همزمان از تنوع فرهنگی سخن میگفت؟ یا آیا یک روایت تاریخی مهم آفریقایی بدون حضور بازیگران دارای ریشه آفریقایی ساخته میشد؟ یا فیلمی بر اساس اسطورههای بومی بدون حضور بازیگران بومی تولید میشد، در حالی که استودیوها از فراگیر بودن خود تعریف میکردند؟
پاسخ خیلی مشخص است: استانداردها بسته به فرهنگی که درباره آن صحبت میشود، تغییر میکنند.
ایلان ماسک نیز درباره اودیسه توییت زیر را انجام داده است
Chris Nolan desecrated the Odyssey so that he would be eligible for an Academy Award …
— Elon Musk (@elonmusk) May 15, 2026
یونانیها ــ مانند ایتالیاییها، ارمنیها، اسلاوها و دیگر گروههای قومی اروپایی یا مدیترانهای ــ اغلب در سیاستهای نژادی آمریکا در موقعیتی مبهم قرار میگیرند. آنها از یک سو به اندازه کافی «سفیدپوست» تلقی میشوند که از بحثهای مربوط به بازنمایی حذف شوند، اما از سوی دیگر همچنان آنقدر از نظر قومی و فرهنگی متمایز هستند که از اسطورهها، تاریخ و زیباییشناسی آنها استفاده شود.
به باور نویسنده، هالیوود میخواهد از اعتبار فرهنگی هومر بهره ببرد، بدون آنکه خود را متعهد به بازنمایی فرهنگ یونانی بداند.
این تناقض، با گمانهزنیها درباره معیارهای واجد شرایط بودن برای جوایز اسکار، پررنگتر شده است.
در سالهای اخیر، آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا استانداردهایی درباره تنوع و شمول تعیین کرده که با شرایط نامزدی در بخش بهترین فیلم مرتبط است. اکنون فیلمها با رعایت معیارهایی درباره حضور نژادی، قومی و جنسیتی، چه روی پرده و چه پشت صحنه، میتوانند از مزیت برخوردار شوند.
حامیان این استانداردها معتقدند چنین سیاستهایی فرصت بیشتری برای گروههایی فراهم میکند که در گذشته کمتر نمایندگی داشتهاند. اما منتقدان میگویند این معیارها ممکن است انتخاب بازیگران را به تصمیمهایی نمادین یا حسابشده تبدیل کند؛ تصمیمهایی که بیش از روایت داستان، بر انطباق با استانداردهای نهادی و افزایش شانس دریافت جوایز تمرکز دارند.
اگر انتخاب بازیگران توسط کریستوفر نولان حتی تا حدی تحت تأثیر چنین انگیزههایی بوده باشد، به گفته منتقدان، این موضوع از نظر افکار عمومی بحثبرانگیز خواهد بود.
در این صورت، فیلم تنها به استفاده گزینشی از مفهوم تنوع فرهنگی متهم نمیشود، بلکه ممکن است به بهرهبرداری از یکی از بنیادیترین متون فرهنگی یونان برای اهداف مرتبط با سیاستهای هویتی و جوایز سینمایی متهم شود؛ در حالی که افراد مرتبط با همان میراث فرهنگی نادیده گرفته شدهاند.
