سری لپتاپهای Gram شرکت الجی در سالهای اخیر عملکرد قابل توجهی داشتهاند و معمولاً امکاناتی ردهبالا را در بدنهای بسیار سبک و باریک ارائه کردهاند. مدل ۱۶ اینچی LG Gram Pro 2026 نیز از این نظر جالب است؛ وزن آن حتی از هر دو مدل MacBook Air اپل کمتر است. این لپتاپ حدود ۴۵ گرم از مدل ۱۳ اینچی مکبوک ایر و بیش از ۲۵۰ گرم از مدل ۱۵ اینچی سبکتر است. طراحی بدنه نیز همچنان باریک و چشمنواز است. اما سؤال اصلی این است که این وزن کم و طراحی ظریف، از نظر عملکرد چه نتیجهای به همراه دارد؟
پیش از بررسی عملکرد و سایر ویژگیهای LG Gram Pro، باید به قیمت آن اشاره کرد. الجی برای بررسی، مدل Gram Pro 16 را با پردازنده Intel Core Ultra X7-358H، رم ۳۲ گیگابایتی و حافظه SSD یک ترابایتی در اختیار ما قرار داده است. قیمت این پیکربندی به رقم بسیار بالای ۳۴۹۹ دلار میرسد و نکته عجیب این است که حتی کارت گرافیک مجزا هم ندارد.
قیمت بسیار بالای این لپتاپ تأثیر زیادی روی ارزیابی آن دارد و با توجه به مشخصات سختافزاری، خرید چنین مدلی با این قیمت چندان منطقی به نظر نمیرسد. البته این به معنی آن نیست که LG Gram Pro هیچ نقطه قوتی ندارد، اما به نظر میرسد الجی در این مدل بیشتر از هر چیز روی یک گروه خاص از کاربران تمرکز کرده است؛ افرادی که درآمد قابلتوجهی دارند و قیمت محصول برایشان اهمیت چندانی ندارد.
حتی اگر جزو این گروه باشید، باید از نقاط ضعف این لپتاپ هم باخبر باشید؛ بهخصوص مشکلاتی که ممکن است در نتیجه اولویت دادن به طراحی لوکس و کیفیت ظاهری نسبت به عملکرد و عمر باتری ایجاد شده باشد.
ویژگی اصلی سری لپتاپهای LG Gram همیشه بدنه جمعوجور و وزن کم آنها بوده است. مدل Gram Pro تنها ۲.۶۴ پوند، معادل حدود ۱.۲ کیلوگرم، وزن دارد و حتی از مکبوک ایر ۱۳ اینچی که ابعاد بسیار کوچکتری دارد و ۲.۷ پوند، حدود ۱.۲۲ کیلوگرم، وزن دارد نیز کمی سبکتر است. ضخامت بدنه Gram Pro نیز تنها حدود ۰.۵ اینچ، معادل ۱.۳ سانتیمتر، است. این لپتاپ آنقدر سبک و کوچک است که ممکن است حتی نگران شوید داخل کیفتان یادتان برود که آن را همراه خود بردهاید. با این حال، از نظر دوام و مقاومت جای نگرانی چندانی وجود ندارد. به گفته الجی، این لپتاپ هفت آزمایش استاندارد نظامی دوام را پشت سر گذاشته که شامل آزمایشهایی در برابر سقوط، گردوغبار و دماهای بسیار بالا و پایین بوده است.
در بخش داخلی، وضعیت صفحهکلید کمی دوگانه است. کلیدها نسبتاً کوچک هستند و به دلیل جا دادن یک صفحهکلید عددی کامل در سمت راست، کلید ها فاصله کمی از یکدیگر دارند. بهخصوص اندازه کوچک کلید Backspace چندان خوشایند نیست. همین موضوع باعث شد هنگام تایپ، اشتباهات بیشتری از حد معمول داشته باشم و گاهی برای اصلاح آنها مجبور شوم دنبال کلید درست بگردم. مدتی طول کشید تا به محل قرارگیری کلیدها عادت کنم، اما در نهایت توانستم با سرعت ۷۸ کلمه در دقیقه تایپ کنم که تنها کمی کمتر از سرعت معمول من بود.
یکی دیگر از مشکلات صفحهکلید، کوتاه بودن میزان حرکت کلیدهاست. متأسفانه این مسئله معمولاً یکی از هزینههایی است که برای ساخت لپتاپهای باریک باید پرداخت. با این حال، کلیدها همچنان کمی بازگشت و ارتجاع دارند و هنگام تایپ میتوانستم بدون اینکه احساس کنم انگشتانم روی صفحهکلید کشیده میشوند، از یک کلید به کلید دیگر بروم. اما در مجموع، این صفحهکلید حس یک لپتاپ ۳۵۰۰ دلاری را منتقل نمیکند. هنگام کار با آن، به صفحهکلید فوقالعاده Lenovo ThinkPad X1 Carbon فکر میکردم که کلیدهایی بزرگتر و حسی محکم و رضایتبخش هنگام فشردن دارد. جالب اینکه در حال حاضر میتوان یک X1 Carbon با مشخصات مشابه را با قیمتی حدود ۳۰۰۰ دلار خریداری کرد.
حداقل چیزی که با پرداخت چنین مبلغی دریافت میکنید، یک ترکپد شیشهای است. ترکپدهای شیشهای نسبت به نمونههای پلاستیکی یا ساختهشده از Mylar مقاومت کمتری دارند و به همین دلیل انگشتان بهراحتی روی سطح آنها حرکت میکنند؛ تقریباً مثل یک اسکیتباز روی یخ. این ترکپد همچنین به یک مکانیزم کلیک مکانیکی مجهز است که هنگام فشردن، صدایی واضح و نسبتاً بم ایجاد میکند و ترکیب این ویژگیها، تجربه رضایتبخشی برای جابهجایی و کار با لپتاپ به وجود میآورد. با وجود اینکه ترکپدهای لمسی-هپتیک لپتاپهای ردهبالایی مانند Dell XPS 16 را دوست دارم، ترکپد Gram Pro یک جایگزین کلاسیک و قدرتمند برای آنها محسوب میشود.
با وجود بدنه بسیار باریک، LG Gram Pro از نظر درگاههای ارتباطی نیز امکانات کاملی ارائه میدهد. این لپتاپ به دو درگاه Thunderbolt 4 برای اتصال سریع لوازم جانبی جدید، دو درگاه USB Type-A برای دستگاههای قدیمیتر و همچنین خروجی HDMI 2.1 مجهز شده است؛ قابلیتی که برای لپتاپی با چنین ابعادی یک مزیت مهم محسوب میشود. یک جک هدفون نیز در اختیار کاربر قرار دارد.
در مقایسه با MacBook Air 15 که تنها ۰.۴۵ اینچ ضخامت دارد و از نظر تعداد درگاهها محدودتر است، LG Gram Pro تنها با افزایش ۰.۰۵ اینچی ضخامت، مجموعه کاملی از درگاههای کاربردی را در اختیار کاربر قرار میدهد.
با توجه به استفاده از پردازنده Intel Core Ultra X7 358H در کنار ۳۲ گیگابایت رم، انتظار میرفت LG Gram Pro عملکرد قدرتمندی داشته باشد. با این حال، این لپتاپ در عمل نتوانست عملکردی متناسب با قیمت ۳۵۰۰ دلاری خود ارائه دهد.
در آزمایش Geekbench 6، پردازنده Intel Core Ultra X7 358H در LG Gram از تمام رقبای مورد بررسی ضعیفتر عمل کرد. برای مثال، XPS 16 که از همین پردازنده استفاده میکند، در عملکرد چندهستهای ۸.۳ درصد و در عملکرد تکهستهای ۱۰.۲ درصد امتیاز بالاتری به دست آورد. از سوی دیگر، MSI Crosshair A16 HX که قیمت بسیار پایینتری دارد و به پردازنده Intel Core i7-14650HX مجهز است، در عملکرد چندهستهای ۲.۸ درصد و در عملکرد تکهستهای ۳.۸ درصد بهتر عمل کرد.
البته باید توجه داشت که پردازنده Crosshair A16 HX برای عملکرد بالا طراحی شده و فرکانس پایه آن ۲.۲ گیگاهرتز است، در حالی که پردازنده LG Gram بیشتر با هدف مصرف بهینه انرژی طراحی شده و فرکانس پایه ۱.۵ گیگاهرتزی دارد. با این حال، در ازای این تفاوت، آنقدرها هم مزیت قابلتوجهی نصیب کاربر نمیشود.
اگر قرار باشد ۵۰۰۰ دلار هزینه کنید، گزینهای مانند Razer Blade 16 نیز وجود دارد که از پردازنده Intel Core Ultra 9 386H استفاده میکند. این لپتاپ در مقایسه با LG Gram Pro، عملکرد چندهستهای ۱۱.۵ درصد و عملکرد تکهستهای ۱۱.۳ درصد سریعتری ارائه میدهد.
