گاهی ما تمایل داریم مغز را شبیه یک هارد دیسک کامپیوتری بسیار پیچیده تصور کنیم. وقتی یک هارد دیسک را تازه میخرید، مثل یک صفحه خالی است که به مرور زمان دادهها روی آن ذخیره میشود. اما آیا این تصور درباره مغز انسان هم درست است؟ آیا نوزادان مثل دستگاههای ذخیرهسازی خالی به دنیا میآیند که زندگی بعداً نرمافزار را روی آنها نصب کند؟ یا اینکه مغز ما از همان ابتدا با مقداری اطلاعات از پیش بارگذاریشده به دنیا میآید، چیزی شبیه نرمافزارهای اضافی و پیشفرض؟
بر اساس یک مطالعه جدید روی موشها که در نشریه Nature Communications منتشر شده است، پاسخ ممکن است بیشتر به این سمت باشد که ما با بخشی از اطلاعات از پیش آمادهشده به دنیا میآییم، مانند دستگاهی که از کارخانه با مقداری نرمافزار پیشفرض تحویل داده شده است.
پژوهشگران مؤسسه علوم و فناوری اتریش، مغز موشها را از زمان تولد تا بزرگسالی بررسی کردند و بر هیپوکامپ، بخش پردازش حافظه در مغز، تمرکز داشتند. آنها دریافتند که مغز موشهای تازه متولدشده از همان ابتدا دارای شبکهای متراکم از ارتباطات عصبی است. به جای اینکه مغز به مرور زمان پیچیدهتر شود، به نظر میرسد که در ابتدا در بیشترین ظرفیت خود قرار دارد و سپس به تدریج خود را هرس میکند تا به کارایی بیشتری برسد.
این یافته به این معناست که مغز شما یک دفترچه خالی نیست که زندگی آن را بنویسد، بلکه بیشتر شبیه یک جنگل بسیار متراکم است که به طور طبیعی در طول زمان هرس و سادهتر میشود.
پژوهشگران بر نورونهای هرمی ناحیه CA3 تمرکز کردند که در پردازش حافظه فضایی و تبدیل حافظههای کوتاهمدت به بلندمدت نقش دارند. در موشهای تازه متولدشده، این شبکهها در ابتدا بهصورت درهمریخته و نامنظم و با ارتباطات ناهماهنگ بودند. اما با افزایش سن، ارتباطات غیرضروری بهطور کامل قطع شدند و در نهایت یک سیستم بهینهتر باقی ماند.
به گفته پژوهشگران، در این روند نوعی منطق وجود دارد. ساختن یک مغز کارآمد از صفر، اگر قرار باشد هر نورون بهصورت جداگانه به تمام نورونهای دیگر متصل شود، بسیار کند و دشوار خواهد بود. در مقابل، بسیار سریعتر است که مغز در ابتدا با تعداد زیادی ارتباط شکل بگیرد و سپس ارتباطات اضافی حذف شوند تا فقط مسیرهای ضروری باقی بمانند.
