کرت کوبین بیجان در گلخانهای کنار خانهاش در سیاتل پیدا شد و چند ساعت بعد، پلیس مرگ او را خودکشی اعلام کرد.
اکنون یک کاپیتان بازنشسته پلیس سیاتل میگوید شواهد فیزیکی صحنه مرگ با این نتیجهگیری همخوانی ندارد و ادعا میکند پرونده بد مدیریت شده و طوری صحنهسازی شده که شبیه خودکشی به نظر برسد.
نیل لو، که ۵۰ سال در اداره پلیس سیاتل خدمت کرده و در سال ۲۰۰۵ به درخواست رئیس پلیس مأمور بررسی دوباره پرونده کوبین شده بود، به دیلیمیل گفته است که معتقد است پلیس مرگ خواننده نیروانا را بهدرستی بهعنوان یک احتمال قتل بررسی نکرد.
او گفت باور ندارد کوبین خودش چنین کاری کرده باشد و تحقیقات پلیس را «خرابشده» توصیف کرد. البته او در تحقیقات اولیه حضور نداشت و آن پرونده در حوزه کاری او نبود.
لو به مواردی اشاره کرده که آنها را ناهماهنگی در شواهد خونی، شدت جراحت ناشی از شلیک و تناقضهای موجود در صحنه میداند.
او که در سال ۲۰۱۸ بازنشسته شد، از ناهماهنگیهایی در گزارش کالبدشکافی و گزارشهای پلیس صحبت کرده؛ از جمله یادداشتهای گمشده، حذف مشاهدات شاهدان و اختلاف در جزئیات مربوط به روزهای منتهی به مرگ کوبین.
او گفت خطای انسانی در نوشتن گزارشها همیشه وجود دارد؛ از جمله شنیدن اشتباه، درک نادرست، جابهجایی اطلاعات یا فراموشی جزئیات.
لو افزود که پلیس در مسیر اشتباه قرار گرفت و خودش هم شاید آن زمان همین نتیجه را میپذیرفت، اما اکنون باور دارد این یک قتل است و پرونده باید دوباره باز شود.
پلیس سیاتل در پاسخ به این پرسش که پیش از تکمیل آزمایشهای سمشناسی و کالبدشکافی چه مراحلی برای تشخیص خودکشی بودن مرگ کوبین انجام شده، به دیلیمیل گفت: «کرت کوبین در سال ۱۹۹۴ بر اثر خودکشی درگذشت. این همچنان موضع رسمی اداره پلیس سیاتل است.»
کوبین در ۵ آوریل، در ۲۷ سالگی، بر اثر شلیک گلوله ساچمهای به سر جان باخت. سه روز بعد، یک برقکار که برای نصب چراغهای امنیتی به خانه رفته بود، جسد او را پیدا کرد.
در آن زمان، پزشکی قانونی شهرستان کینگ اعلام کرد که او با شلیک یک شاتگان رمینگتون مدل ۱۱ با کالیبر ۲۰ خودکشی کرده است؛ زیرا اسلحه در آغوشش قرار داشت و یک یادداشت خودکشی نیز در گلدانی نزدیک او پیدا شد.
این نتیجهگیری بیش از سه دهه پابرجا مانده، با وجود نظریههای تکرارشوندهای که درباره مرگ این ستاره راک مطرح شدهاند؛ از جمله مقالهای جدید از گروهی پژوهشگر مستقل که ادعا میکند شواهد به قتل اشاره دارد.
هرچند حرفهای لو با برخی از این نظریهها همصداست، بیان چنین دیدگاهی از سوی یک مقام ارشد سابق پلیس غیرمعمول است؛ بهویژه کسی که میگوید در ابتدا حکم خودکشی را پذیرفته بود. او در زمان مرگ کوبین فرمانده حوزه جنوبی پلیس بود و حدود یک دهه بعد به درجه کاپیتان رسید.
لو گفت پرونده را خوانده و میتواند بر اساس شواهد نظر بدهد، چون این کارِ حرفهای او بوده، و به گفته او شواهد نشان میدهد مرگ کوبین خودکشی نبوده است. او کتابی با عنوان «Crazy Love» نوشته و در آن برداشت خود از این پرونده را مطرح کرده است.
این افسر بازنشسته در جریان بررسی سال ۲۰۰۵ به پرونده کامل کوبین و تمام شواهد جمعآوریشده از صحنه مرگ دسترسی داشت.
در یک بررسی پرونده، یک افسر یا بازرس داخلی تمام روند تحقیق را بهطور دقیق و بیطرفانه مرور میکند تا مطمئن شود روشها، نحوه جمعآوری شواهد و ثبت اطلاعات مطابق استانداردهای قانونی و اداری انجام شده است.
این فرایند برای ایجاد شفافیت، مشخص کردن نیازهای آموزشی و اطمینان از کافی بودن پرونده برای پیگرد قضایی طراحی شده است، اما هدف آن تغییر نتیجهگیری اولیه پرونده نیست.
لو گفت به نظرش پلیس از همان ابتدا با ذهنیت «خودکشی» وارد صحنه شده بود و افزود که واحدهای قتل معمولاً به پروندههایی که خودکشی اعلام شدهاند ورود نمیکنند.
به گفته او، روایت خودکشی از همان صحنه آغاز شد؛ زمانی که وینت تیشی، سخنگوی پلیس سیاتل، کمی پس از پیدا شدن جسد کوبین محل را ترک کرد.
تیشی هنگام پایین رفتن از مسیر ورودی خانه همراه با دکتر دونالد ری، پزشک قانونی، با خبرنگارانی روبهرو شد که از آنها جزئیات میخواستند.
او در یک مصاحبه ضبطشده گفت: «واضح بود که این مرد بر اثر شلیک شاتگان به سر جان داده… و حالا یک یادداشت خودکشی هم داخل خانه پیدا شده بود.»
لو معتقد است چنین اظهارنظرهایی باید از سوی دفتر پزشکی قانونی مطرح میشد، نه سخنگوی پلیس.
او گفت مأموران باید استانداردهای سختگیرانه را رعایت کنند و بدون صلاحیت لازم، درباره شواهد نتیجهگیری نکنند؛ از جمله اینکه مرگ را خودکشی اعلام کنند یا یادداشتی را «یادداشت خودکشی» بنامند، زیرا فرضهای اولیه مسیر کل تحقیق را تعیین میکند.
در مورد جزئیات صحنه، لو به عکسهایی اشاره کرد که به نظر میرسد دستهای کوبین در آنها غیرعادی تمیز است؛ موضوعی که با شلیک خودخواسته شاتگان همخوانی ندارد.
او گفت ساچمهها وارد جمجمه شده و آسیب شدیدی ایجاد کردهاند و با اینکه همه ساچمهها پیدا شده، شدت ضربه باید پاشش گستردهای ایجاد میکرد، نه مقدار کم.
او افزود عکسهای بیشتری از قفسه سینه و دستها میتواند الگوهای خون را روشنتر کند و نشان دهد آیا صحنه پس از مرگ تغییر کرده است یا نه.
پژوهشگران مستقل نیز میگویند ناهماهنگیها در اسناد پلیس پرسشهای بیشتری ایجاد کرده است.


