پس از سالها دوری از مرکز توجه، هیلاری داف با اثری تازه بازگشته؛ بازگشتی که بیشتر شبیه یک شروع دوباره است تا یک حرکت صرفاً نوستالژیک. این بار با نسخهای پختهتر و آگاهتر از خودش روبهرو هستیم؛ زنی در دههٔ سی زندگی که میان مادر بودن، زندگی مشترک و تلاش برای دوباره شناختن خود در نوسان است.
از همان قطعهٔ اول، «Weather For Tennis»، آلبوم حالوهوایی تأملبرانگیز و کمی آشفته پیدا میکند. صداقتی احساسی در سراسر کار جریان دارد؛ بهویژه در نحوهٔ پرداختن او به تعارضها، ناامنیها و واقعیتهای پیچیدهٔ روابط. متنها حالتی گفتوگویی و دروننگر دارند و بارها به چرخهٔ بحثها، بیشفکر کردن و سختیِ تعیین مرزهای شخصی اشاره میکنند؛ حسی آشنا برای هر کسی که شبها درگیر افکارش میشود.
آلبوم از پاپ براق و صیقلخورده استفاده میکند، اما زیر این ظاهر، نوعی بلوغ وجود دارد که اجازه نمیدهد بیش از حد سطحی شود. قطعاتی مثل «Mature» و «Roommates» نشان میدهند که داف در حال تجربهکردن با صدا و سبک خود است، در حالی که همچنان جذابیت و شوخطبعی همیشگیاش را حفظ کرده. ترکیبی از طنز و کمی آشفتگی باعث میشود آلبوم شخصی و واقعی بهنظر برسد، نه بیش از حد طراحیشده.
آنچه بیش از همه به چشم میآید، تعادل احساسی آلبوم است. داف وانمود نمیکند که همهچیز را فهمیده؛ در واقع بخش زیادی از آلبوم دربارهٔ همین ندانستن است. موضوعاتی مثل زیاد عذرخواهی کردن، بیش از حد سرمایهگذاری در روابط و یاد گرفتنِ اولویتدادن به خود بارها تکرار میشوند. روایتها صادقانهاند، گاهی آشفته، و از این جهت خوشایند که بیش از حد صیقلخورده یا ساختگی نیستند.

