برای ستارهشناسان، پیشرفتهای فناوری شبیه عوض کردن عینک و گرفتن یک تصویر شفافتر است؛ وضوح بیشتر میتواند جهان را روشنتر نشان دهد و حتی برخی برداشتهای اشتباه درباره کیهان را آشکار کند.
از زمانی که فضاپیماهای پایونیر و وویجر ناسا از کنار آن عبور کردند و اندازهگیریهای خود را انجام دادند ، سیاره مشتری مشکلی ندارد و احتمالاً در ۵۰ سال گذشته تغییر چندانی نکرده است. اما دادههای دقیقتر و تازهای که فضاپیمای جونو جمعآوری کرده نشان میدهد برآوردهای نیمقرن گذشته از اندازه مشتری کمی بیش از حد بوده است. بر اساس مطالعهای که در نشریه نیچر استرونومی منتشر شده، مشتری در واقع در قطبها تختتر و در استوا باریکتر از چیزی است که پیشتر تصور میشد.
پرواز تاریخی پایونیر ۱۰ در اواخر سال ۱۹۷۳ انجام شد و حدود شش سال بعد، وویجر ۱ و ۲ مسیر آن را دنبال کردند. در جریان همین مأموریتها بود که انسان برای نخستین بار اندازهگیریهایی از مشتری به دست آورد؛ تحلیلهایی از شکل این غول گازی بر اساس شش پروفایل رادیویی.
بر اساس این دادههای اولیه، شعاع استوایی مشتری حدود ۴۴٬۴۲۳ مایل (۷۱٬۴۹۲ کیلومتر) و شعاع قطبی آن حدود ۴۱٬۵۴۱ مایل (۶۶٬۸۵۴ کیلومتر) برآورد شد، با دامنه عدم قطعیتی بین ۲٫۸ تا ۶٫۲ مایل (۴ تا ۱۰ کیلومتر). سیارهها کرههای کامل نیستند و بهتر است بهعنوان بیضیهای تخت توصیف شوند.
این برآوردها سالها مبنای اجماع علمی بودند، هرچند پژوهشگران میدانستند دقیق نیستند؛ زیرا تنها بر چند عبور محدود فضاپیما تکیه داشتند و تأثیر بادهای قدرتمندی را که شکل جو مشتری را تغییر میدهند در نظر نمیگرفتند.
در سال ۲۰۱۶، فضاپیمای جونو گردشهای خود را به دور مشتری آغاز کرد و دادههای تازهای به زمین فرستاد. تمدید مأموریت در سال ۲۰۲۱ نیز باعث شد جونو وارد مداری شود که از دید زمین پشت مشتری قرار میگرفت و به گفته پژوهشگران، این موقعیت امکان جمعآوری اطلاعات دقیقتری از اندازه سیاره را فراهم کرد.
بر اساس اندازهگیریهای جدید، مشتری در استوا حدود ۵ مایل (۸ کیلومتر) باریکتر و در قطبها حدود ۱۵ مایل (۲۴ کیلومتر) تختتر از برآوردهای قبلی است. شعاع استوایی مشتری حدود ۷ درصد بزرگتر از شعاع قطبی آن است. منظور از «تختتر» این است که مشتری در قطبها فشردهتر و در استوا کشیدهتر از یک کره کامل است. برای مقایسه، شعاع استوایی زمین تنها حدود ۰.۳۳ درصد بزرگتر از شعاع قطبی آن است؛ یعنی مشتری تقریباً ۲۰ برابر تختتر از زمین است.
با وجود اندازه عظیم مشتری، این تغییرات کوچک شاید چندان چشمگیر به نظر نرسند، اما به گفته الی گالانتی، نویسنده اصلی مطالعه و پژوهشگر مؤسسه وایزمن، همین چند کیلومتر اهمیت زیادی دارد.
به گفته او، این تغییرات جزئی در شعاع شناختهشده مشتری باعث بهبود چشمگیر هماهنگی مدلهای علمی ساختار داخلی سیاره با اندازهگیریهای مربوط به گرانش و پویاییهای جوی میشود.


