غذاهای فست فودی یا با اصطلاح Junk Food سازگاری ما با فصول را بهم می زنند

بهروز فیض
0

 بدن انسان زمان را به شیوه‌هایی دنبال می‌کند که معمولاً متوجه آن‌ها نمی‌شویم. فراتر از چرخه خواب و بیداری، بدن به نشانه‌های فصلی هم واکنش نشان می‌دهد. پژوهش جدیدی نشان می‌دهد چربی موجود در رژیم غذایی در این زمان‌بندی نقش دارد و مانند یک سیگنال زیستی عمل می‌کند که به مغز کمک می‌کند فصل را تشخیص دهد. به نظر می‌رسد برخی چربی‌های فرآوری‌شده این روند را مختل می‌کنند.



این مطالعه که توسط پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا سان‌فرانسیسکو انجام شده و در نشریه Science منتشر شده، بررسی کرده است که موش‌ها چگونه خود را با تغییرات فصلی نور تطبیق می‌دهند. وقتی نور محیط به‌گونه‌ای تنظیم شد که زمستان را شبیه‌سازی کند، برخی موش‌ها سریع سازگار شدند. برخی دیگر کندتر واکنش نشان دادند و دمای بدن بالاتر و ریتم‌های روزانه دیرتری داشتند؛ الگوهایی که بیشتر با فیزیولوژی تابستان مرتبط است.


تفاوت مربوط به میزان کالری نبود، بلکه به ترکیب چربی‌ها برمی‌گشت.

در محیط‌های طبیعی، منابع غذایی با تغییر فصل‌ها عوض می‌شوند. در ماه‌های سردتر، گیاهان و حیوانات مقدار بیشتری چربی چندغیراشباع دارند. این چربی‌ها به بافت‌ها کمک می‌کنند در دماهای پایین‌تر بهتر عمل کنند و در عین حال نقش یک سیگنال زیستی را بازی می‌کنند. سطح بالای این چربی‌ها نشان‌دهنده شرایط زمستان است و سطح پایین‌تر آن‌ها با تابستان، یعنی دوره ذخیره انرژی، هم‌خوانی دارد.

وقتی پژوهشگران به موش‌ها رژیم‌هایی با کالری یکسان اما نسبت‌های متفاوت چربی دادند، نتایج متفاوت شد. موش‌هایی که چربی چندغیراشباع کمتری مصرف کرده بودند، حدود ۴۰ درصد دیرتر با الگوی نوری زمستان سازگار شدند. ساعت درونی آن‌ها عقب می‌افتاد. در شرایط نوری شبیه تابستان، همین موش‌ها سریع‌تر سازگار شدند؛ رفتاری مطابق با بدنی که انتظار فراوانی غذا را دارد.

پژوهشگران این واکنش را به یک «کلید مولکولی» در هیپوتالاموس ردیابی کردند؛ بخشی از مغز که در سوخت‌وساز و زمان‌بندی شبانه‌روزی نقش دارد. این کلید به سیگنال‌های تغذیه‌ای واکنش نشان می‌دهد و بر نحوه پردازش چربی‌ها و تنظیم دمای بدن اثر می‌گذارد. رژیم‌های کم‌چربیِ چندغیراشباع فعالیت این کلید را تغییر داد و بیان صدها ژن مرتبط با سیگنال‌دهی چربی را دگرگون کرد.

برای تأیید این سازوکار، تیم پژوهشی از موش‌های دست‌کاری‌شده ژنتیکی استفاده کرد که در آن‌ها این کلید فعال نمی‌شد. این موش‌ها بدون توجه به نوع رژیم غذایی، با سرعت یکسانی با تغییرات نوری فصلی سازگار شدند. اما در موش‌های معمولی، سرعت سازگاری بسته به نوع چربی متفاوت بود.

فرآوری مواد غذایی این اثر را تشدید کرد. وقتی پژوهشگران روغن ذرت طبیعی را با روغن ذرت نیمه‌هیدروژنه مقایسه کردند، نسخه فرآوری‌شده سیگنال فصلی را از بین برد. هیدروژنه‌کردن ساختار چربی را برای ماندگاری بیشتر تغییر می‌دهد و در این فرآیند، نشانه‌های شیمیایی مرتبط با چربی‌های زمستانی حذف می‌شود.


انسان‌ها نیز همین مسیر زیستی را دارند. افرادی که دچار جهش‌های نادری در این مسیر هستند، دچار اختلالات زمان‌بندی خواب می‌شوند و این نشان می‌دهد که این مدار در انسان هم وجود دارد. با این حال هنوز مشخص نیست که چربی رژیم غذایی در انسان‌ها نیز همان تأثیری را بر ریتم‌های فصلی می‌گذارد یا نه.

نویسندگان پژوهش تأکید می‌کنند که این نتایج به‌طور مستقیم به توصیه‌های غذایی تبدیل نمی‌شود. اما یک نکته محدودتر را مطرح می‌کند: رژیم‌های غذایی مدرن در تمام طول سال ترکیب چربی متفاوتی ارائه می‌دهند، بدون توجه به فصل. این سیگنال ثابت ممکن است بر نحوه تفسیر زمان توسط ساعت‌های درونی بدن اثر بگذارد. فعلاً این یافته تنها یک متغیر دیگر به درک ما از واکنش بدن به غذا در شرایطی اضافه می‌کند که فصل‌ها دیگر تعیین‌کننده آنچه در بشقاب قرار می‌گیرد نیستند.


برچسب ها

ارسال یک نظر

0 نظرات

ارسال یک نظر (0)
3/related/default