آنچه ساتیا نادلا در وبلاگ شخصیاش مطرح کرده، تلاش برای تغییر زاویه نگاه به هوش مصنوعی است. او میخواهد به جای آنکه محتوای تولیدشده توسط AI را «slop» یا بیارزش بدانیم، آن را همچون «دوچرخهای برای ذهن» ببینیم؛ ابزاری که تواناییهای انسانی را تقویت میکند، نه جایگزین آن. در نوشتههایش تأکید دارد که باید از جدل میان «بیکیفیت در برابر پیچیده» عبور کنیم و به تعادلی تازه برسیم؛ تعادلی که انسانها را مجهز به ابزارهای تقویتکننده شناختی در تعاملات اجتماعی میبیند.
اما مشکل این نگاه در بازار واقعی فناوری این است که بخش بزرگی از بازاریابی هوش مصنوعی بر پایه جایگزینی نیروی انسانی بنا شده است. مدلهای قیمتگذاری و توجیه هزینهها اغلب بر این اساس شکل میگیرند که AI میتواند کار انسان را حذف کند. همین تضاد میان «ابزار کمکی» و «جایگزین نیروی کار» باعث نگرانیهای جدی شده است.
چهرههای برجسته صنعت نیز هشدار دادهاند. داریو آمودی، مدیرعامل Anthropic، در ماه مه ۲۰۲۵ هشدار داد که هوش مصنوعی میتواند نیمی از مشاغل سطح ابتدایی اداری را از بین ببرد و نرخ بیکاری را طی پنج سال آینده به ۱۰ تا ۲۰ درصد برساند. او در مصاحبهای تلویزیونی در دسامبر همان سال دوباره بر این پیشبینی تأکید کرد.
به این ترتیب، دو روایت متضاد شکل گرفته است: نادلا هوش مصنوعی را بهعنوان «تقویتکننده ذهن» و ابزار بهرهوری معرفی میکند، در حالی که بسیاری از فعالان بازار و پژوهشگران آن را تهدیدی جدی برای اشتغال میدانند. این شکاف نشان میدهد آینده AI نه تنها به پیشرفت فناوری، بلکه به نحوه تعریف و استفاده ما از آن بستگی دارد.

