حدود ۱۲٬۸۰۰ سال پیش، زمانی که زمین از آخرین عصر یخبندان بزرگ خود خارج میشد، دما در نیمکرهی شمالی ناگهان به شرایطی نزدیک به یخبندان بازگشت. علت این تغییر ناگهانی—که بهعنوان دورهی سرمای یانگر درایاس (Younger Dryas) شناخته میشود—تا امروز یک راز باقی مانده است، اما شواهد تازه شاید به بحثبرانگیزترین توضیح آن اعتبار بدهند.
پژوهشگران هستههای رسوبی استخراجشده از بستر دریا در خلیج بافین، نزدیک گرینلند، را تحلیل کردند و نشانههایی از یک رویداد برخورد کیهانی را در لایهای یافتند که با دورهی یانگر درایاس همزمان است. یافتهها که در ۶ اوت در نشریه PLOS One منتشر شد، نشان میدهد که یک دنبالهدار—یا بقایای آن—حدود همان زمان در جو زمین منفجر شده است؛ درست زمانی که این سرمای ۱٬۲۰۰ ساله آغاز شد.
یک فرضیهی بحثبرانگیز
این مطالعه حمایت تازهای برای فرضیهی برخورد یانگر درایاس (YDIH) ارائه میدهد. در سال ۲۰۰۷، پژوهشگران پیشنهاد کردند که تکههایی از یک دنبالهدار یا سیارک متلاشیشده حدود ۱۲٬۸۰۰ سال پیش با زمین برخورد کرده و آتشسوزیهای گستردهای را در سراسر آمریکای شمالی به راه انداختهاند. چنین فاجعهای میتوانست دوده و خاکستر کافی برای مسدود کردن نور خورشید تولید کند و نیمکرهی شمالی را دوباره وارد یک وضعیت سردتر سازد.
این توضیح هرچند زیبا بهنظر میرسد، اما بهشدت مورد مناقشه است. پژوهشگران هیچ دهانهی برخوردی که ثابت کند این رویداد رخ داده وجود ندارد، بنابراین طرفداران عمدتاً بر شواهد ژئوشیمیایی در لایههای رسوبی اتکا میکنند که به زمانی درست پیش از آغاز یانگر درایاس بازمیگردد.
در غیاب شواهد قطعی برای فرضیهی برخورد یانگر درایاس، بیشتر متخصصان به جای آن به فرضیهی موج ذوبیخ (Meltwater Pulse Hypothesis) باور دارند که میگوید سیل عظیمی از آب شیرینِ حاصل از ذوب یخصفحهی آمریکای شمالی در پلیستوسن بهطور موقت در چرخهی انتقال گرمای اقیانوسهای زمین اختلال ایجاد کرد. شواهد ژئوشیمیایی پیشین از هستههای رسوبی اقیانوس از این ایده پشتیبانی میکند، اما دانشمندان هنوز مسیر دقیق این سیل احتمالی را مشخص نکردهاند.
جستجو برای نشانههای برخورد
نویسندگان این مطالعهی تازه، به رهبری کریستوفر آر. مور، باستانشناس دانشگاه کارولینای جنوبی، پیشنهاد میکنند که هر دو فرضیه ممکن است درست باشند. مور در گفتوگو با PLOS One گفت:
«[فرضیه برخورد یانگر درایاس] اغلب بهعنوان جایگزینی برای فرضیهی موج ذوبیخ مطرح میشود. چیزی که بسیاری درک نمیکنند این است که YDIH بیان میکند رویداد برخورد (که احتمالاً شامل هزاران برخورد و انفجار هوایی در سراسر جهان بوده) میتوانست یخصفحههای نیمکرهی شمالی را بیثبات کند، دریاچههای عظیم آب ذوبشدهی یخچالی را فروبپاشاند و در نهایت نوار نقالهی اقیانوسی زمین را از کار بیندازد.»
پژوهشهای پیشین بر روی هستههای رسوبی خشکی نشانههای ژئوشیمیاییای از برخورد یک دنبالهدار در آغاز دورهی یانگر درایاس یافته بودند، اما مور و همکارانش میخواستند ببینند آیا هستههای اقیانوسی نیز همان نشانهها را در خود دارند یا نه. به گفتهی مور، اگر چنین باشد، این موضوع استدلالهایی را رد میکند که شواهد زمینیِ برخورد یانگر درایاس را ناشی از فعالیتهای انسانی باستانی میدانند. تیم او چندین شاخص برخورد را در هستههای اقیانوسی کشف کرد که به بازهی زمانی مناسب بازمیگردند، از جمله ذرات فلزی با ترکیبهایی که منشأ دنبالهداری را نشان میدهند و میکروکرههای غنی از آهن و سیلیس.
تردید همچنان باقی است
با این حال، همه قانع نشدهاند. مارک بوسلاگ، فیزیکدان کاربردی و استاد پژوهشی دانشگاه نیومکزیکو، در ایمیلی به وبسایت گیزمودو گفت:
«من در این مقالهی جدید چیزی نمیبینم که بر مشکلات مزمن و همیشگی مقالات پیشین آنها غلبه کند.»
او که از منتقدان سرسخت فرضیهی برخورد یانگر درایاس است، باور دارد توضیحاتی بسیار سادهتر وجود دارد که با درک کنونی ما از فیزیک برخوردها و انفجارهای جوی، علوم زمین و اخترشناسی سازگارتر هستند.
بوسلاگ گفت:
«در ظاهر، آنها موادی را گزارش میکنند که عجیب و چشمگیر بهنظر میرسند، اما اینها نتایجی نیستند که انتظار داشته باشیم از رویدادهای فرازمینی حاصل شوند. من فکر نمیکنم نویسندگان واقعاً توضیحات عادیتر را بهطور جدی در نظر گرفته باشند.»

