اگر موسیقی امروزی دیگر مانند آهنگهای دوران جوانیتان احساسات شما را برنمیانگیزد، شاید تصور کنید که با افزایش سن، دیگر نمیتوانید از موسیقیهای جدید لذت ببرید یا آهنگ خوبی پیدا کنید. اما پژوهشگران معتقدند ممکن است دلیل دیگری هم وجود داشته باشد: متن ترانههای محبوب امروزی نسبت به گذشته احساسات کمتری را منتقل میکنند.
در یک مطالعه گسترده که توسط دانشگاه ایالتی میشیگان انجام شده و در نشریه علمی Psychology of Aesthetics, Creativity and the Arts منتشر شده است، متن ۳۸ هزار و ۴۶۷ آهنگ از ۲۳۰ هنرمند در فاصله سالهای ۱۹۴۷ تا ۲۰۲۴ مورد بررسی قرار گرفت.
لوگان گیبسون، نویسنده اصلی پژوهش، به همراه یان براسکمپ، ترانههای هنرمندان مختلفی از هنک ویلیامز و ماروین گی گرفته تا گروه ناین اینچ نیلز و تیلور سوئیفت را تحلیل کردند.
هدف پژوهش این بود که مشخص شود آیا تغییرات موسیقی در گذر زمان به دلیل افزایش سن هنرمندان و تغییر سبک آنها اتفاق میافتد یا اینکه جامعه بهطور کلی در حال فاصله گرفتن از احساسات است و انسانها دیگر مانند گذشته احساسات خود را در آثار هنری بیان نمیکنند.
به نظر میرسد هر دو عامل در این تغییر نقش دارند. متن ترانههای موسیقی در طول دهههای گذشته بهتدریج از نظر بار عاطفی، چه احساسات مثبت و چه منفی، ضعیفتر شده است. اسطورههای موسیقی سول مانند ماروین گی و گروه سوپریمز در گذشته احساسات عمیق خود درباره عشق و روابط اجتماعی را در ترانههایشان بیان میکردند، اما موسیقی امروز تفاوت زیادی با آن دوران دارد. طبق یافتههای پژوهشگران، میزان بیان غم در ترانهها بهشدت کاهش یافته، شادی تقریباً از بین رفته و اشاره به دوستان و اعضای خانواده نیز بسیار کمتر شده است. در مقابل، تنها احساسی که در ترانههای امروزی روند افزایشی دارد، اضطراب است.
هنر همواره بازتابی از شرایط زمانه خود بوده و شاید این تغییر چندان هم عجیب نباشد.
نکته جالبتر این است که چنین تغییری در گذشته معمولاً با افزایش سن افراد، تشکیل خانواده و کاهش شور و نشاط دوران جوانی اتفاق میافتاد. اما موسیقیدانان امروزی مسیر متفاوتی را طی میکنند. ترانههای آنها سردتر و منزویتر شده است.
این وضعیت میتواند بازتابی از دورانی باشد که تنهایی در آن رو به افزایش است و ارتباطات انسانی تحت تأثیر عوامل مختلف روزبهروز ضعیفتر میشود؛ عواملی که به گفته نویسنده، با ایجاد تفرقه و دور کردن انسانها از یکدیگر، روابط اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهند.
ویلیام چوپیک، یکی از نویسندگان این پژوهش، معتقد است موسیقی ابزاری برای شناخت و بیان احساسات درونی انسان است و کاهش گسترده زبان عاطفی در ترانهها میتواند نشانه وقوع تغییرات عمیقتری در جامعه باشد.
شاید نتوان برای چنین پرسش پیچیدهای پاسخ قطعی پیدا کرد، اما نویسنده این مقاله معتقد است اگر میخواهیم موسیقی بار دیگر احساسات بیشتری را منتقل کند، باید جامعهای بسازیم که آزادی واقعی و ابراز وجود را تشویق کند؛ نه جامعهای که برای رسیدن به موفقیت، ارزشهای انسانی را قربانی میکند.

