دیوید رابینسون، به گفته خودش، «تا حدی یک کلیشه» است؛ کارمندی در یکی از شرکتهای پیشرو حوزه هوش مصنوعی که هنگام استعفا از سمت خود، درباره یک خطر جدی هشدار میدهد.
رابینسون در مقالهای که در نشریه آتلانتیک منتشر کرده، گفته است که مسئولیت هدایت فرایند تهیه گزارشهای ایمنی را بر عهده داشته؛ گزارشهایی که همراه با عرضه محصولات مهم OpenAI منتشر میشدند. او همچنین گفته است با سه سال و نیم سابقه کار در OpenAI، اکنون «یکی از باسابقهترین کارکنان این شرکت» محسوب میشود.
او حالا تصمیم به ترک OpenAI گرفته است، زیرا از نظر او «فرهنگ حاکم بر شرکت دچار مشکل شده است.»
اظهارات رابینسون از برخی جهات یادآور صحبتهای جیکوب کاکسون است؛ پژوهشگری که پیش از استعفا در هر دو شرکت OpenAI و Anthropic کار میکرد و اعلام کرده بود این شرکتها «با جان ما قمار میکنند». اظهارات کاکسون بحث گستردهتری درباره ایمنی هوش مصنوعی به راه انداخت. پس از آن، داریو آمودی، مدیرعامل Anthropic، برنامهای برای توسعه محتاطانهتر هوش مصنوعی ارائه کرد. همچنین مدیران شرکتهای هوش مصنوعی این هفته با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، دیدار کردند و تعهدنامهای را برای اجرای کنترلهای ایمنی بیشتر امضا کردند که به نظر میرسید با عجله تهیه شده و الزام قانونی نداشت.
اما از دیدگاه رابینسون، این بحث نباید فقط به «قوانین مشخص یا قوانین جدید» محدود شود و باید فرهنگ کلی حاکم بر این شرکتها را نیز دربر بگیرد. در حالی که بخش زیادی از گزارشها درباره OpenAI بر از بین رفتن اعتماد همکاران سابق به سم آلتمن، مدیرعامل شرکت، تمرکز داشته است، مقاله رابینسون نشان میدهد که مشکلات فرهنگی OpenAI تا حد زیادی همان مشکلاتی است که در کل سیلیکونولی دیده میشود.
او نوشت: «OpenAI با آزمون و خطا پیشرفت کرده است؛ رویکردی که شرکت آن را "استقرار تدریجی" مینامد. در این روش، مشکلات شناسایی میشوند و سپس برای رفع آنها، سازوکارهای ایمنی بهبود پیدا میکنند. اما این رویکرد ذاتاً باعث میشود شکستهایی دورهای رخ دهند و با قدرتمندتر شدن سیستمها، ابعاد این شکستها نیز بزرگتر میشود.»
رابینسون با اشاره به نفوذ اخیر عاملهای هوش مصنوعی OpenAI به سامانههای Hugging Face و همچنین گزارشهای جدید درباره شناسایی موارد بیشتری از فعالیت عاملهای سرکش در OpenAI، استدلال کرد: «محیطی که چنین اتفاقاتی در آن رخ میدهد، جای مناسبی برای ساخت ذهنهای مصنوعی نیست؛ ذهنهایی که ممکن است از ما باهوشتر باشند و الزاماً مطابق خواسته ما رفتار نکنند.»
رابینسون با توجه به افزایش خطرات معتقد است شرکتهای فعال در توسعه هوش مصنوعی پیشرفته باید شیوه فعالیت خود را تغییر دهند و «مانند نیروگاههای هستهای یا فرودگاههای پرتردد» عمل کنند؛ یعنی با استفاده از چندین لایه سازوکارهای پشتیبان و برنامهریزی دقیق و زمانبر، بهگونهای که خطاهای انسانی، که گاهی اجتنابناپذیر هستند، نتوانند راه را برای وقوع یک فاجعه باز کنند.
