گلکسی S26 اولترا کاملترین گوشی اندرویدی است که امسال استفاده کردهام. البته این گوشی به خاطر داشتن یک قابلیت خاص به این جایگاه نرسیده است، بلکه تقریباً در همه بخشها عملکرد خوبی دارد و در کنار آن، مجموعهای از قابلیتهای اختصاصی را هم ارائه میدهد. البته قیمت ۱۳۰۰ دلاری آن بدون شک بالاست. بعد از چهار ماه استفاده از این گوشی بهعنوان تنها گوشی خودم، فکر نمیکنم محصول دیگری در دنیای اندروید بتواند از نظر گستردگی امکانات به آن نزدیک شود. سامسونگ این بار فریم تیتانیومی را کنار گذاشته و از فریم سبکتر و رنگارنگتر Armor Aluminum استفاده کرده است. همچنین گوشههای گوشی که قبلاً هنگام در دست گرفتن به کف دست فشار میآوردند، بالاخره گردتر شدهاند.
مهمترین قابلیت جدید گلکسی S26 اولترا، Privacy Display است که مستقیماً در سختافزار نمایشگر قرار گرفته و مانند یک محافظ صفحه جداگانه روی آن نصب نشده است. این قابلیت باعث میشود افرادی که کنار شما نشستهاند نتوانند محتوای صفحه را ببینند. ابتدا نسبت به عملکرد آن تردید داشتم، اما بعد از استفاده متوجه شدم واقعاً مؤثر است و حتی باعث شد اطرافیانم با تعجب به گوشی نگاه کنند. در بخش سختافزاری نیز این گوشی به تراشه سفارشی Snapdragon 8 Elite Gen 5 مجهز شده که بالاخره از نظر عملکرد به تراشههای اپل در آیفونها رسیده است. در طول مدتی که از گوشی استفاده کردم، چه در اجرای همزمان چندین برنامه، چه در استفاده از هوش مصنوعی Gemini روی خود دستگاه و چه در عکاسی و فیلمبرداری، هیچکدام باعث کاهش سرعت یا توقف عملکرد گوشی نشدند.
البته این گوشی بینقص نیست. باتری همچنان ظرفیت ۵۰۰۰ میلیآمپرساعتی دارد؛ ظرفیتی که در چند نسل اخیر مدلهای اولترا نیز استفاده شده است و مدت زمان روشن ماندن نمایشگر هم این موضوع را نشان میدهد. عملکرد باتری قابل قبول است، اما چیز خاصی برای ارائه ندارد. با این حال، پشتیبانی از شارژ سیمی سریعتر ۶۰ واتی تا حدی این ضعف را جبران میکند.
دوربینها اکنون دیافراگم بازتری دارند و عملکرد آنها در نور کم نیز بسیار بهتر شده است. حالت فیلمبرداری Horizon Lock هم واقعاً من را تحت تأثیر قرار داد، اما همچنان گاهی با نوسان نوردهی و کمی تأخیر شاتر مواجه شدم.
در مجموع، گلکسی S26 اولترا یک گوشی بسیار قدرتمند و بدون تعارف است. این گوشی احتمالاً نمیتواند کاربران گلکسی S25 اولترا را به ارتقا ترغیب کند، اما برای تقریباً هر کاربر دیگری، یکی از بهترین نمونههای یک گوشی پرچمدار کامل و قدرتمند به شمار میرود.
این روزها تقریباً همه برندهای تولیدکننده گوشیهای هوشمند به سراغ تیتانیوم رفتهاند، بنابراین استفاده دوباره سامسونگ از آلومینیوم روی کاغذ ممکن است یک قدم رو به عقب به نظر برسد. اما در عمل اینطور نیست. بعد از مدتی استفاده از فریم Armor Aluminum 2، مطمئن شدهام که این تغییر تصمیم درستی بوده است. یکی از دلایل این است که آلومینیوم در مقایسه با پوشش PVD موردنیاز برای تیتانیوم، برای رنگآمیزی آنودایز عملکرد بسیار بهتری دارد و به همین دلیل رنگهای گلکسی S26 اولترا تا این حد چشمگیر هستند.
این گوشی در رنگهای Cobalt Violet، که همان رنگ مدل مورد آزمایش من و رنگی است که سامسونگ امسال بهعنوان رنگ شاخص گوشی روی آن تأکید دارد، Sky Blue، White و Black عرضه میشود. دو رنگ Silver Shadow و Pink Gold نیز بهصورت اختصاصی توسط سامسونگ ارائه میشوند.
دلیل مهم دیگر، مدیریت گرماست. آلومینیوم در مقایسه با تیتانیوم گرما را بسیار سریعتر دفع میکند. من این موضوع را با تجربهای نهچندان خوشایند هنگام استفاده از آیفون ۱۶ پرو متوجه شدم.
در کنار محفظه بخار، بدنه آلومینیومی این پرچمدار سامسونگ باعث شد گوشی هنگام انجام کارهای سنگین بیش از حد داغ نشود که در ادامه بیشتر درباره آن توضیح میدهم. این موضوع را بیشتر زمانی متوجه شدم که یک شب برای مدت طولانی مشغول ویرایش ویدیوی سفرم با خود گوشی بودم؛ کاری که معمولاً باعث میشود بدنه فلزی گوشی آنقدر گرم شود که در دست گرفتنش آزاردهنده باشد. اما در اینجا گوشی فقط گرم شد و دمای آن آزاردهنده نبود.
از نظر ارگونومی هم شرایط بهتر شده است. سامسونگ بالاخره یکی از بزرگترین ایرادهایی را که به گوشیهای ردهبالایش داشتم برطرف کرده است. گوشههای تیز و آزاردهندهای که هنگام در دست گرفتن گوشی به کف دست فشار میآوردند، بالاخره از بین رفتهاند. لبههای گرد گلکسی S26 اولترا تغییر ظاهری چندان بزرگی ایجاد نکردهاند، اما حس گوشی در دست را کاملاً تغییر دادهاند. گوشی باریکتر و کنترل آن با یک دست راحتتر به نظر میرسد. حتی بعد از یک هفته استفاده، دیگر بهطور ناخودآگاه دنبال قاب گوشی نمیگشتم؛ کاری که در مورد نسلهای قبلی اولترا هرگز نمیتوانستم انجام دهم.
با این حال، مجموعه دوربینها همچنان حدود نیم سانتیمتر از بدنه بیرون زده است. به همین دلیل اگر گوشی را بدون قاب روی میز بگذارید و روی صفحه آن ضربه بزنید، گوشی کمی تکان میخورد. این تنها مشکل ارگونومیک گوشی است که طی سالهای اخیر تغییر چندانی نکرده و با توجه به پیشرفت مداوم سختافزار دوربینها، بعید است در آینده نزدیک این وضعیت تغییر کند.
در قسمت جلویی گوشی از لایه Gorilla Armor 2 شرکت Corning استفاده شده که در ساخت آن از سرامیک نیز استفاده شده است تا مقاومت گوشی در برابر ضربه و افتادن بیشتر شود و بازتاب نور صفحه کاهش پیدا کند. پنل پشتی نیز از Gorilla Glass Victus 2 ساخته شده است. البته عمداً گوشی را زمین نینداختم، چون قرار نبود آن را خراب کنم، اما بعد از چند ماه قرار دادن گوشی در کیف در کنار کلیدها و آداپتور شارژ، حتی یک خطوخش ریز هم روی آن ایجاد نشد؛ چیزی که درباره بسیاری از گوشیهایی که آزمایش کردهام نمیتوانم بگویم.
یکی از مواردی که باید به آن اشاره کرد، مقاومت گوشی است. گلکسی S26 اولترا همچنان گواهی IP68 را دارد؛ یعنی میتواند در صورت افتادن تصادفی در آب تا عمق ۱.۵ متر، به مدت ۳۰ دقیقه دوام بیاورد. البته این بالاترین سطح مقاومت در بازار نیست. چند رقیب چینی در حال حاضر گوشیهایی با گواهی IP69 و IP69K عرضه میکنند که مقاومت بیشتری در برابر آب پرفشار دارند و میتوانند در برابر جریان آب داغ و پرفشار مقاومت کنند، نه اینکه فقط در برابر افتادن داخل سینک یا یک ظرف آب مقاوم باشند.
OnePlus 15 یکی از این گوشیهاست و در عین حال توانسته این مقاومت بالا را بدون آسیب زدن به ظاهر گوشی ارائه دهد. سامسونگ در این زمینه رویکرد محافظهکارانهای در پیش گرفته است. برای بیشتر کاربران، مقاومت IP68 کاملاً کافی است و بدنه گوشی نیز هنگام در دست گرفتن بسیار محکم و مقاوم به نظر میرسد، اما از نظر مشخصات فنی، این بخشی است که سامسونگ دیگر در آن پیشتاز بازار نیست.
قلم S Pen در قسمت پایین سمت چپ گوشی و داخل محفظه مخصوص خودش قرار گرفته است. این قلم امسال کمی باریکتر شده و انتهای خمیده آن بهصورت کاملاً همسطح با فریم جدید گوشی قرار میگیرد. با این حال، از نظر عملکرد تغییر زیادی نکرده است، زیرا سامسونگ قابلیتهای بلوتوثی آن را حذف کرده است. دیگر خبری از امکان کنترل شاتر دوربین با ژستهای حرکتی از راه دور نیست و جای خالی این قابلیت کاملاً احساس میشود.
من بهندرت از این قابلیت استفاده میکردم، بنابراین نمیتوانم بگویم حذف آن برای من مشکل بزرگی بوده است. با این حال، S Pen همچنان با اختلاف زیاد بهترین قلمی است که روی یک گوشی هوشمند دیدهام. تأخیر عملکرد آن عملاً صفر است و این موضوع چه هنگام یادداشتبرداری در جلسه، چه هنگام طراحی یک ایده اولیه و چه هنگام جابهجا کردن اسلایدرها در ویرایشگر عکس که دقت بالا در آن واقعاً اهمیت دارد، کاملاً حفظ شده است.
این قابلیت را دوست دارم که قلم S Pen میتواند مستقیماً از صفحه قفل شروع به کار کند و به شما اجازه دهد بدون نیاز به انجام مراحل اضافی مثل اسکن اثر انگشت یا وارد کردن رمز عبور، بهسرعت یادداشت بنویسید.
نمایشگر گلکسی S26 اولترا یک پنل تخت ۶.۹ اینچی Dynamic LTPO AMOLED 2X است که ظاهر بسیار زیبایی دارد. این نمایشگر وضوح QHD+ معادل ۳۱۲۰ در ۱۴۴۰ پیکسل با تراکم ۵۰۰ پیکسل در هر اینچ دارد و نرخ نوسازی آن میتواند از یک هرتز تا ۱۲۰ هرتز تغییر کند. حداکثر روشنایی HDR نیز به ۲۶۰۰ نیت میرسد و به همین دلیل حتی هنگام استفاده از گوشی در فضای باز هم هیچوقت برای دیدن محتوای صفحه مجبور نشدم چشمهایم را جمع کنم.
علاوه بر این، روی نمایشگر یک پوشش ضدبازتاب Gorilla Armor 2 قرار گرفته است. یک بعدازظهر را زیر نور شدید آفتاب مشغول عکاسی و بررسی تصاویر بودم. معمولاً چنین نوری باعث میشود صفحه بیشتر گوشیهای هوشمند، بهخصوص هنگام استفاده از رابط کاربری با حالت تاریک، مثل آینه عمل کند. اما گلکسی S26 اولترا عملکرد بسیار بهتری داشت و در تمام مدت، محتوای صفحه بهخوبی قابل مشاهده بود.
اما باید درباره Privacy Display صحبت کنیم.
این قابلیت را میتوان مهمترین ویژگی گلکسی S26 اولترا دانست. دیگر خبری از محافظهای حریم خصوصی ارزانقیمتی که وضوح تصویر را کاهش میدهند نیست. سامسونگ این فناوری را در سطح زیرپیکسل و با ترکیب پیکسلهای معمولی OLED با زاویه دید گسترده و آرایهای از پیکسلهای با پرتو باریک در نمایشگر ساخته است. نحوه عملکرد آن در عمل ساده است، هرچند فناوری بهکاررفته برای رسیدن به این نتیجه بسیار هوشمندانه است.
با فعال کردن این قابلیت، پیکسلهای با زاویه دید گسترده خاموش میشوند. در نتیجه، هر فردی که از زاویهای بیشتر از ۴۵ درجه نسبت به صفحه نگاه کند، فقط یک صفحه تیره و تقریباً سیاه میبیند، در حالی که خود کاربر که مستقیم به نمایشگر نگاه میکند، همه چیز را مانند حالت عادی میبیند.
این قابلیت تنظیمات مختلفی هم دارد. میتوان آن را همیشه فعال نگه داشت یا تعیین کرد که فقط در شرایط خاصی فعال شود؛ برای مثال هنگام باز کردن برنامههای بانکی یا واتساپ، یا حتی فقط هنگام نمایش اعلانهای ورودی. در این حالت، Privacy Display فقط در همان شرایط فعال میشود.
در استفاده روزمره، این قابلیتی بود که نمیدانستم به آن نیاز دارم. در یک قطار متروی شلوغ، متوجه شدم در حال پاسخ دادن به پیامهایی هستم که معمولاً جواب دادن به آنها را تا رسیدن به خانه به تعویق میانداختم، چون دیگر نگران نبودم فردی که شانهبهشانه کنارم ایستاده است، پیامهایم را ببیند. این قابلیت از معدود ویژگیهای گوشی است که واقعاً رفتار روزمره من را تغییر داد، بهجای اینکه فقط در منوی تنظیمات باقی بماند.
Privacy Display قابلیت قابلتوجهی است، اما انتخابهای سامسونگ سه نکته منفی دارد که در طول استفاده بارها متوجه آنها شدم. اولین مورد، زاویه دید است. حتی وقتی حالت حریم خصوصی خاموش باشد، ساختار پیکسلی درهمتنیده نمایشگر باعث میشود زاویه دید طبیعی گلکسی S26 اولترا کمی محدودتر از مدلهای ارزانتر S26 و S26+ باشد. این تفاوت بیشتر زمانی دیده میشود که گوشی را به فرد دیگری بدهید و هر دو بخواهید از کنار به صفحه نگاه کنید.
مورد دوم، کنتراست تصویر است. وقتی Privacy Display را روی حالت Maximum Privacy قرار میدهید، میزان روشنایی و کنتراست رنگها به شکل محسوسی کاهش پیدا میکند. در نتیجه، رنگ مشکی عمیق و شاخص نمایشگرهای AMOLED کمی به خاکستری متمایل میشود. این کاهش کیفیت در ازای حفظ حریم خصوصی و راحتی بیشتر قابل قبول است، اما همچنان یک مصالحه است که باید با آن کنار بیایید.
در نهایت، برخلاف برخی ادعاهای اولیه و گیجکننده، این نمایشگر ۸ بیتی است و برای شبیهسازی خروجی رنگ ۱۰ بیتی از فناوری FRC استفاده میکند. بیشتر کاربران در استفاده معمول هیچ نوارشدگی رنگی را متوجه نمیشوند و من هم برای پیدا کردن آن مجبور شدم سراغ الگوهای آزمایشی طیف رنگ بروم. با این حال، برای یک گوشی ۱۳۰۰ دلاری در سال ۲۰۲۶، استفاده از پنل ۸ بیتی ممکن است برای کاربران حساس به مشخصات فنی آزاردهنده باشد و با توجه به قیمت گوشی، انتظار داشتن نمایشگری بهتر منطقی است.
همچنین این نمایشگر از فناوری PWM با فرکانس بالا برای کاهش نور استفاده نمیکند. بنابراین اگر به سوسو زدن نمایشگرهای OLED حساس باشید، استفاده طولانیمدت از گوشی در روشنایی کم، بهخصوص هنگام مطالعه در تاریکی، ممکن است باعث خستگی چشمها شود.
خب، حالا بیایید سراغ بخش اصلی گلکسی S26 اولترا برویم. چیدمان چهارگانه دوربینها آشنا به نظر میرسد، اما تغییرات مربوط به دیافراگم و پردازش تصویر، در عمل پیشرفتهای قابلتوجهی ایجاد کردهاند؛ بهخصوص در عکاسی در شب. من بیشترین زمان را هم صرف بررسی همین بخش کردم، چون دوربین جایی است که گوشیهای پرچمدار یا قیمت بالای خود را توجیه میکنند یا در عمل حرف چندانی برای گفتن ندارند. سامسونگ نیز همیشه سری Galaxy S Ultra را بهعنوان گوشیای معرفی کرده که میتوانید با خیال راحت دوربین حرفهای واقعی خود را در خانه بگذارید.
بیایید از جایی شروع کنیم که بیشترین اهمیت را دارد. دوربین اصلی ۲۰۰ مگاپیکسلی بخش زیادی از وظایف عکاسی این گوشی را بر عهده دارد و سامسونگ بهوضوح تمرکز زیادی روی آن گذاشته است. مهمترین تغییر، افزایش گشودگی دیافراگم به f/1.4 است؛ در حالی که دیافراگم دوربین S25 Ultra برابر f/1.7 بود. این فقط یک عدد تبلیغاتی نیست و نباید بهسادگی از کنار آن گذشت. دیافراگم بازتر نور بیشتری وارد دوربین میکند و این موضوع بهمحض غروب آفتاب اهمیت زیادی پیدا میکند.
ابتدا از عکاسی در نور کم شروع میکنم. در تصویر زیر میتوانید ببینید که چشمان شما از طریق منظرهیاب دوربین چه چیزی را میبینند و حسگرهای تصویر در یک اتاق تاریک واقعاً چه چیزی را ثبت میکنند:
در نور مناسب روز، صادقانه بگویم تشخیص تفاوت بین این گوشی و مدل اولترا سال گذشته دشوار است، چون نور کافی وجود دارد و پردازش تصویر سامسونگ نیز از قبل عملکرد بسیار خوبی داشت. حسگر ۲۰۰ مگاپیکسلی با ترکیب پیکسلها، بهصورت پیشفرض تصاویر ۱۲ مگاپیکسلی ثبت میکند که کیفیتی واضح و پرجزئیات با رنگهایی اشباعشده دارند. اگر برای ثبت یک صحنه ثابت و پرنور، حالت ۲۰۰ مگاپیکسلی را فعال کنید، میزان جزئیاتی که میتوانید بعداً در تصویر روی آن زوم یا کراپ کنید، واقعاً چشمگیر است.
تنها نکته منفی این است که تصاویر ۱۲ مگاپیکسلی که با ترکیب پیکسلها ثبت میشوند، کمی شارپتر هستند، در حالی که تصاویر کامل ۲۰۰ مگاپیکسلی کمی نویز دارند و جزئیات ظریف سطح را نیز به خوبی تصاویر ۱۲ مگاپیکسلی نشان نمیدهند. با این حال، اگر دستتان ثابت باشد، حالتهای ۵۰ و ۲۰۰ مگاپیکسلی میتوانند نتایج بسیار خوبی ارائه دهند. من از نمای یک ساختمان در آن سوی یک میدان عکاسی کردم و توانستم از گوشهای از تصویر، تابلوی خیابانی را بهوضوح بخوانم؛ تابلویی که از همان فاصله حتی با چشم خودم هم نمیتوانستم نوشتههایش را تشخیص دهم.
دو دوربین تلهفوتو جایی هستند که جاهطلبی گلکسی S26 اولترا واقعاً خودش را نشان میدهد. بیشتر از همه بدون فکر سراغ دوربین ۳ برابری میرفتم، چون فاصله کانونی آن برای عکاسی پرتره بسیار طبیعی است و چهرهها را با فشردگی مناسب و کمترین اعوجاج ثبت میکند. دوربین ۵ برابری بخش ویژه این مجموعه است و سامسونگ این بار دیافراگم بازتری برای آن در نظر گرفته که باز هم در عکاسی در تاریکی نتیجه خوبی دارد.
این گوشی میتواند تا زوم ۱۰۰ برابری Space Zoom پیش برود، اما مانند همیشه، این حالت بیشتر یک قابلیت نمایشی است تا ابزاری واقعاً کاربردی. برای خواندن یک تابلوی دوردست میتواند مفید باشد، اما برای چیزی که واقعاً بخواهید نگه دارید، نتیجه معمولاً تصویری محو و بیش از حد پردازششده با هوش مصنوعی است. من سعی کردم از حیوانات خانگی و مناظر از فاصله زیاد عکس بگیرم، اما بافت سطوح در تصاویر بسیار مبهم و نامناسب ثبت شد.
گلکسی S26 اولترا از تراشه سفارشی Snapdragon 8 Elite Gen 5 for Galaxy قدرت میگیرد. این تراشه با فناوری ساخت ۳ نانومتری تولید شده و در کنار حافظه داخلی سریع UFS 4.0 و ۱۲ یا ۱۶ گیگابایت رم LPDDR5X قرار گرفته است. این مجموعه توان پردازشی بسیار بالایی دارد و در استفاده معمول، حتی یک بار هم احساس نکردم که گوشی از نظر قدرت پردازشی با کمبود مواجه شود.
برنامهها تقریباً بلافاصله باز میشوند، دوربین به محض بالا آوردن گوشی آماده است و هنگام جابهجایی بین حدود ۱۲ برنامه باز، حتی یک بار هم شاهد کند شدن یا مکث گوشی نبودم. تراشههای اندرویدی سالها از نظر قدرت خام پردازشی هستهها از تراشههای اپل عقبتر بودند و این موضوع یکی از نقاطی بود که طرفداران اپل برای برتری آیفونها روی آن تأکید میکردند. هستههای Oryon V3 در تراشه Elite Gen 5 این فاصله را تا حد زیادی از بین بردهاند و این موضوع در امتیازهای بنچمارک Geekbench نیز دیده میشود.
این بار یک محفظه بخار بزرگتر در گوشی قرار گرفته و در طول استفاده، دستگاه هیچوقت به شکل آزاردهندهای داغ نشد. بازیهایی مانند Zenless Zone Zero و Diablo Immortal نیز بدون هیچگونه مکث یا افت عملکرد اجرا شدند. با این حال، رسیدن به این سطح از عملکرد بدون هزینه نیست. زمانی که با اجرای بازیهایی مانند Genshin Impact فشار زیادی به گوشی وارد کردم، کاهش عملکرد پردازنده قابل مشاهده بود و نرخ فریم پایین میآمد؛ اقدامی که برای پایین نگه داشتن دمای سطح گوشی انجام میشود.
این موضوع در نتایج بنچمارک هم دیده میشود. گوشی در آزمایشهای سنگین 3DMark بالاترین امتیازها را ثبت میکند، اما پس از یک اجرای مداوم ۲۰ دقیقهای، عملکرد آن بهسرعت کاهش پیدا میکند و به نزدیک نیمی از حداکثر عملکرد خود میرسد. حتی با وجود این کاهش عملکرد، امتیاز پایدار آن با آیفون برابری میکند و فاصله زیادی با Pixel 10 Pro XL دارد.
در آزمایش کاهش عملکرد پردازنده نیز افت عملکرد پایدار گوشی بیشتر بود. گوشیهایی مانند Red Magic 11 Pro در این زمینه عملکرد بهتری از خود نشان دادهاند. در استفاده واقعی، این موضوع یعنی بعد از حدود ۲۰ دقیقه بازی مداوم، اجرای بازی کمی روانی اولیه خود را از دست میدهد، اما هیچوقت به حدی نمیرسد که آزاردهنده باشد یا افت فریم آنقدر زیاد شود که تجربه بازی را خراب کند.
