بیشتر مردم مشکل خود را «زیاد در خانه ماندن» توصیف نمیکنند. آنها میگویند خستهاند، مضطرباند، شبها بیشازحد هوشیارند و روزها ذهنشان تار است. خواب کمکی نمیکند و استراحت هم ممکن به نظر نمیرسد. به گفته دکتر جان لاپوما، این مجموعه علائم ریشه مشترکی دارد که مدتهاست نادیده گرفتهایم.
او این وضعیت را «چاقی دیجیتال» مینامد؛ نه یک مشکل بهرهوری یا ضعف انگیزه، بلکه یک وضعیت زیستی.
لاپوما در توضیحی به وایس گفت آنچه بیشازحد تغذیه میشود، «سیستم هشداردهنده مغز» است. صفحهنمایشها، نور مصنوعی، تازگی مداوم و فشار شناختی باعث میشوند سیستم عصبی تقریباً تمام روز در حالت فعال بماند. ورودیهایی که معمولاً به آن امکان بازیابی میدهند – نور روز، تاریکی واقعی شب، نگاه به دوردست و بودن در فضای باز – تقریباً از زندگی حذف شدهاند.
اسکرول بیپایان شبکههای اجتماعی شدیدترین شکل این الگوست؛ فرد هوشیار میماند بدون اینکه به نتیجهای برسد. لاپوما میگوید این وضعیت بهصورت کاهش تنوع ضربان قلب، افزایش کورتیزول عصرگاهی، تأخیر در ترشح ملاتونین، خواب سطحی، اختلال در کنترل قند خون و افزایش وزن دیده میشود. افراد احساس خستگی همراه با بیقراری دارند؛ مضطرباند اما تمرکز ندارند. استراحت دیگر آنها را بازیابی نمیکند.
آمارهای شناختهشده نیز این موضوع را تأیید میکند. آمریکاییها حدود ۸۷ درصد زمان خود را در محیطهای بسته و شش درصد دیگر را در وسایل نقلیه میگذرانند. کارمندان اداری، دورکارها و دانشجویان معمولاً از این مقدار هم فراتر میروند. لاپوما میگوید عدد دقیق مهم نیست؛ مشکل در ناهماهنگی است. زیست انسان بر پایه نور روز، تاریکی شب، حرکت و بودن در فضای باز شکل گرفته، اما زندگی مدرن بیشتر این ورودیها را حذف کرده است.
نسخه او بسیار ساده است: هفت درصد از زمان روز را بیرون از خانه بگذرانید؛ حدود ۱۰۰ دقیقه در روز یا دو تا پنج ساعت هدفمند در هفته. نه یک تغییر سبک زندگی کامل، بلکه حداقل میزان مؤثر.

